
غربت شیشه ای پنجره را می شکنم مبادا که خیالت برود تا به سرا پرده ی باد غم سنگین سکوت اطلسی های تر باغچه ی دیروزی گم شده در خم جادوی غریبانه ی حجم نفسات -- شاهد از غیب رسید -- کاش این شاهد پرواز پرستوی دلم پر پرواز مرا خط می زد تا که آن شرم نگاه آتشین بر دلم داغ شقایق می زد. خسته ام ......
ادامه مطلب