نمی دانم از تو دلگیر باشم یا از خودم . نمی دانم فاصله ای که بین ماست ، گناه من بود یا تو .
کجایی ؟ احساس می کنم دیگر مرا نمی بینی . دلم برایت تنگ شده . دلم هوای روزهایی را کرده که پای پنجره می نشستیم و در حالی که یک فنجان چای داغ می نوشیدیم ، به صدای شرشر بارانی که از ناودان می ریخت گوش می دادیم .
دلم برای طنین صدایت هم تنگ شده . همان صدایی که برایم از حافظ می خواند و از حماسه های فردوسی . کاش بودی تا با نگاهت ، مرگ نگاهم را می دیدی . نگاهی را که روی تک تک لحظه ها بستم تا نبیند نبود تو را .
دوست من !
بگو که هنوز بین من و تو یک بغل احساس به جا مانده .
برچسب: دلتنگی هایم را با کدام قایق,دلتنگی هایم را باد ترانه ای میخواند,دلتنگی هایم را,دلتنگی هایم را ببین,دلتنگی هایم را باد,دلتنگي هايم را,دلتنگی هایم را چه کنم؟,دلتنگی هایم را به که بگویم,دلتنگی هایم را دوست دارم,دلتنگی هایم را به کی بگم,
نویسنده: نگار نظری