خرید بک لینک
ای غریبه

ای پر از آه و پر از درد و پر از بغض فرو خورده

در شب تنهاییت

در سوگ و ماتم

غوطه ور بودی

نه امیدی که با آن آشیان صبح فردا را چراغانی کنی

نه یک باور

که کابوس شب دیرینه ات را

در سحرگاه سپید روشنایی

در طلوع نور زرد زندگی

خاموش و خاکستر کنی.

برچسب: غریبه,غریبه آشنا,غریبه و مه,غریبه بهروز وثوقی,غریبه به انگلیسی,غریبه توی غربت سیاوش,غریبه خوش اومدی 2,غریبه ابی,غریبه توی غربت,غریبه خوش اومدی علی بابا, نویسنده: نگار نظری تاريخ: سه شنبه 11 آبان 1395 ساعت: 8:23

صفحه بندی