
ای غریبه ای غریب از رویش سبز امیدای جدا افتاده از دامان پر مهر و پر از حس لطیف عاشقی نگاه کن دلت را با آغازی دوباره شاد کن . شکافی چند شاید نازک و کوتاه در این دیوار سرد زندگی باشد. در این هزار راه های بیرحم زمانه و آن راه کوره هایی که به بن بست می رسد تو راه زندگی را پیدا کن اگرچه سخت و جان فرساست تو یک امید به فردا را به روی لحظه هایی که چه آسان می رود از دست نقاشی کن. برچسبها: شعر...
ادامه مطلب
ای غریبه از من و از روزگار مناز صدای پیچشش گیسوی تنهایی در شبهای من بی خبر از حال و روز انتظار من من همان امید فردای تو ام پس باورم کن ای غریب از خواهش آوای من . برچسبها: شعر...
ادامه مطلب
ای غریبه ای پر از آه و پر از درد و پر از بغض فرو خورده در شب تنهاییت در سوگ و ماتم غوطه ور بودی نه امیدی که با آن آشیان صبح فردا را چراغانی کنی نه یک باور که کابوس شب دیرینه ات را در سحرگاه سپید روشنایی در طلوع نور زرد زندگی خاموش و خاکستر کنی....
ادامه مطلب
سلام دوست من ! نمی دانم از تو دلگیر باشم یا از خودم . نمی دانم فاصله ای که بین ماست ، گناه من بود یا تو . کجایی ؟ احساس می کنم دیگر مرا نمی بینی . دلم برایت تنگ شده . دلم هوای روزهایی را کرده که پای پنجره می نشستیم و در حالی که یک فنجان چای داغ می نوشیدیم ، به صدای شرشر بارانی که از ناودان می ریخت گوش می دادیم . دلم برای طنین صدایت هم تنگ شده . همان صدایی که برایم از حافظ می خواند و از حماسه های فردوسی . کاش بودی تا با نگاهت ، مرگ نگاهم را می دیدی . نگاهی را که روی تک تک لحظه ها بستم تا نبیند نبود تو را . دوست من ! بگو که هنوز بین من و تو یک بغل احساس به جا مانده ....
ادامه مطلب